تلخ
ارومم
يه جورِ
سرد
خاموشم
"دو عدد پا و كمي شهر و قدم هاي خيال "خود نوشت
برچسب:
نویسنده: مهران اکبریپور
برچسب:
نویسنده: مهران اکبریپور
يك روز برويد و تمام شويد
يك روزبراي هيچ كس قابل استفاده نباشيد
يك روز خود را دور بياندازيد
شايد كسي
جايي
به ناگهان پيدايتان كند
تاريخ انقضاء تان را ببيند
دستتان دا بگيرد و ببر
شايدكسي جايي به ناگهان مثل شما به انقضاء رسيده باشد
برچسب:
نویسنده: مهران اکبریپور
يك بيماري دردناكِ جنون آميز است
قطره هاي اشكي كه در گلويت زنداني ميشوند
و تا مرز جنون بر ديواره هاي قلبت ميكوبند
خفگي
يك مرگ آني نيست
ذره ذره ات را ميبلعد#خودنوشت
برچسب:
نویسنده: مهران اکبریپور
بر سر چهار راه ها
به جاي گل
ابزار جلوگيري بفروشند
گويا عشاق
اينگونه عشق ميورزند #خود نوشت
برچسب:
نویسنده: مهران اکبریپور
برچسب:
نویسنده: مهران اکبریپور
برچسب:
نویسنده: مهران اکبریپور
برچسب:
نویسنده: مهران اکبریپور
برچسب:
نویسنده: مهران اکبریپور